پیشتازان سازمان دانش آموزی شهرستان طبس



پرسش :

واژه عید در قرآن چند بار به کار رفته است؟
پاسخ :
واژه عید در قرآن فقط یک بار آمده است.
(أَللّهُمَّ أَنزِل علینا مائدۀً مِنَ السَّماء تکون لنا عیداً لأَوّلنا و آخرنا و آیة منک). [1]
،خدایا! نازل کن براى ما مائده‌اى از آسمان که براى اوّلین و آخرین از ما عید باشد و نشانه‌اى از تو.
در تفسیر این آیه آمده است: عید در لغت از مادّه عود به معنى بازگشت است. به روزهایى که مشکلات از قوم و جمعیّتى برطرف می شود و بازگشتِ به پیروزیها و راحت هاى نخستین می کنند، عید گفته می شود.
و در اعیاد اسلامى به مناسبت این که در پرتو اطاعت یک ماه مبارک رمضان و یا انجام فریضه بزرگ حج، صفا و پاکى فطرى نخستین به روح و جان باز مى گردد و آلودگی ها که برخلاف فطرت است از میان می رود، «عید» گفته شده است. و از آنجا که روز نزول مائده، روز بازگشت به پیروزى و پاکى و ایمان به خدا بوده است؛ حضرت مسیح(ع) آن را «عید» نامیده است. [2]
پی نوشت ها:
[1]. سوره مائده، آیه 114
[2]. تفسیر نمونه، ج 5، ص
131
 
پرسش :
گزیده اى از روایات در شأن و عظمت عید و نوروز بیان نمایید.
پاسخ :
1- به امام على(علیه السلام) هدیه نوروزى عطا شد، حضرت فرمودند: این (هدیه) چیست؟
گفتند: یا امیرالمومنین(هدیه) روز نوروز است پس امام على(علیه السلام) فرمودند: «هر روز را براى ما نوروز بسازید». [1]
2- محمد بن سیرین مى گوید: به حضرت على(علیه السلام) هدیه نوروزى عطا شد، فرمودند: «هر روز را روز پیروزى قرار دهید».
ابو اسامه مى گوید: (على) اکراه داشت از این که بگوید: (هر روزى) نوروز است». [2]
3- اسماعیل بن حماد بن ابى حنیفه گفت: من اسماعیل پسر حماد پسر ابى حنیفه پسر نعمان پسر مرزبان از فرزندان آزاده فارس هستم. خدا اصلا ما را بنده قرار نداده است، جدم در سال هشتاد متولد شد، و او را پیش على بن ابى طالب(علیهماالسلام) بردند در حالى که او کوچک بود، پس حضرت على(علیه السلام) براى جدم دعا کردند که خداوند به او و به ذریه اش برکت بدهد و ما امیدواریم از جانب خدا که این دعا در حق ما به خاطر على مستجاب شده باشد.
اسماعیل بن حماد گفت: نعمان بن مرزبان، آن همان کسى است که فالوذج را در روز نوروز به حضرت على(علیه السلام) هدیه داد، پس امام على(علیه السلام) فرمودند: هر روزى نوروز ماست». [3]
4- نیز نقل شده است که به حضرت علی(علیه السلام) پالوده هدیه دادند، فرمودند:
به چه مناسبت است؟ گفتند: به مناسبت روز نوروز، فرمودند: اگر قدر بدانید پس هر روزى نوروز است». [4]
روایات دیگرى هم در این خصوص داریم که نشان مى دهد در آن زمان بسیارى از مردم به خدمت امام على(علیه السلام) هدیه نوروزى مى برده اند و آن حضرت قبول مى فرمودند.
هدیه ها غالبا عبارت بودند از شکر، پالوده، سمنو و گاه لباسهاى گرانبهاى زرباف که در ظرفهایى از نقره مى گذاشتند و به خدمت آن حضرت مى بردند.
5- معلى بن خنیس از امام صادق(علیه السلام) نقل مى کند که فرمودند:
همانا نوروز، همان روزى است که پیامبراکرم(صلی الله غلیه و آله و سلم) براى حضرت على(علیه السلام) در غدیر خم از مردم عهد گرفت پس مردم اقرار کردند به ولایت پس خوشا به حال کسى که به عهد خود ثابت قدم ماند و واى به حال کسى که آن را شکست.
و آن همان روزى است که رسول خدا (صلی الله غلیه و آله و سلم)، حضرت على(علیه السلام) را به سوى وادى جن روانه کرد پس از آنها عهد و پیمان گرفت.
و آن همان روزى است که امام على(علیه السلام) در آن روز بر اهل نهروان غالب شد و ذوالثدیه را کشت.
و آن همان روزى است که قائم ما اهل بیت و صاحب امر ظاهر خواهد شد و خداوند او را به دجال غلبه مى دهد، پس آن حضرت دجال را بر کناسه کوفه به دار مى کشد. و هیچ نوروزى نیست مگر آن که ما در آن انتظار فرج را داریم، براى این که نوروز از ایام ماست، ایرانیان آن را حفظ کرده اند، و شما(عرب ها) آن را ضایع کرده‌اید.
پس پیامبرى از پیامبران بنى اسرائیل از خداوند خواست که زنده کند قومى را که از ترس مرگ از خانه هایشان بیرون رفتند و آنها هزاران نفر بودند و خداوند همه آنها را بمیراند.
پس خداوند به آن پیامبر وحى کرد که در گورهاى آنها آب بریزید، پس ریختن آب به آنها در همین روز بود پس زنده شدند و حال این که سى هزار نفر بودند پس آب ریختن در روز نوروز سنت قدیمى گردید، اما هیچ کس علت آن را نمى داند مگر راسخان در علم و آن اولین روز از سال ایرانیان است. [5]
این حدیث و حدیث بعدى که معلى از امام صادق(علیه السلام) نقل کرده است، در چند کتاب روائى و فقهى آمده است که در آنها اختلافاتى دیده مى شود ما در میان این چند کتاب به کتاب «المهذب البارع» اعتماد کردیم و حدیث را از آنجا نقل کردیم به چند علت که بعد در بحث سندى احادیث بیان مى شود و مرحوم مجلسى در بحار این دو حدیث را به یک سند متصلا نقل کرده است.
معلى گفت: امام صادق(علیه السلام) این حدیث را به من املإ کرد و من از املإ امام نوشتم.
6- و همچنین روایت شده از معلى گفت: وارد شدم بر امام صادق(علیه السلام) در بامداد روز نوروز پس امام صادق(علیه السلام) فرمودند:
اى معلى آیا این روز را مى‌شناسى؟
گفتم: نه. و لی روزیست که ایرانیان از آن تجلیل مى کنند و در آن به همدیگر تبریک گفته و دعاى خیر مى کنند.
حضرت فرمودند: این چنین نیست قسم به خانه کهن(کعبه) که در دل (شهر) مکه است نیست این روز مگر براى یک امر قدیمى که آن را براى تو تفسیر مى کنم. تا این که از آن مطلع شو.
پس گفتم: اگر این علمى را که نزد شما را فرا گیرم براى من دوست داشتنى تر است از این که تا ابد زندگى کنم، و خداوند دشمنان شما را نابود کند.
امام صادق(علیه السلام) فرمودند: اى معلى روز نوروز همان روزیست که خداوند در آن از بندگانش عهد گرفت که او را عبادت کنند و هیچ چیزى را شریک او ندانند و این که به رسولان و انبیإ و اولیایش ایمان بیاورند و آن اولین روزیست که خورشید در آن طلوع کرده، و بادهاى باردار کننده در آن وزیده است و گلها و شکوفه هاى زمین آفریده شده است. و آن روزیست که کشتى نوح(علیه السلام) به کوه جودى قرار گرفته. و آن روزى است که در آن قومى که از ترس مرگ از خانه هاى خود خارج شدند و آنها هزارها نفر بودند پس خداوند آنها را میراند و سپس آنها را در این روز زنده کرد. و آن روزیست که جبرئیل بر پیامبراکرم(صلی الله غلیه و آله و سلم) نازل گردید.
و آن همان روزیست که ابراهیم(علیه السلام) بتهاى قوم خود را شکست. و آن همان روزیست که رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم)، امیرالمومنین على(علیه السلام) را بر دوش خود سوار کرد تا بتهاى قریش را از بالاى خانه خدا به پائین انداخت و آنها را خرد کرد. [6]
7- معلى بن خنیس از آقا امام صادق(علیه السلام) درباره نوروز روایت کرد که ایشان فرمودند:
هر وقت نوروز شد، پس غسل کن، و پاکیزه ترین لباسهایت را بپوش و خوش بو کن خود را با بهترین عطرهایت.
و آن روز را روزه بدار.
پس زمانى که نافله هاى (نمازهاى ظهر و عصر) و خود نمازهاى ظهر و عصر را خواندید پس بعد از اینها چهار رکعت نماز بخوان (به این نحو:) در اول هر چهار رکعت سوره فاتحه الکتاب بخوان و ده بار سوره «انا إنزلناه فى لیله القدر» و در رکعت دوم فاتحه الکتاب و بعد ده مرتبه «قل یا ایها الکافرون» و در رکعت سوم فاتحه الکتاب و بعد ده مرتبه «قل هو الله إحد» و در رکعت چهارم فاتحه الکتاب و بعد ده مرتبه سوره «ناس و خلق» را بخوان.
و بعد از خواندن این چهار رکعت (که به رو رکعت باید خوانده شود) سحده شکر کن و در سجده دعا کنه(برا یخودت) که گناه پنجاه سال تو آمرزیده شود. [7]
8- روایت شده از پیامبراکرم(صلی الله غلیه و آله و سلم) که فرمودند: براى على(علیه السلام) هفده اسم است.
پس ابن عباس گفت: یا رسول الله به ما خبر بده که آن اسمإ چه هستند؟
پس پیامبراکرم(صلی الله غلیه و آله و سلم) فرمودند: اسم او نزد عرب «على» و نزد مادرش «حیدره» و در تورات «الیا» و در انجیل «بریا» و در زبور «قریا» و نزد روم «بظرسیا» و نزد فرس «نیروز» و نزد عجم «شمیا» و نزد دیلم «فریقیا» و نزد کرور «شیعیا» و نزد زنج «حیم» و نزد حبشه «تبیر» و نزد ترک «حمیرا» و نزد ارمن «کرکر» و نزد مومنین «سحاب» و نزد کافرین «مرگ سرخ» و نزد مسلمین «وعد» و نزد منافقین «وعید» و نزد من «طاهر مطهر» است و اوست جنب خدا و نقس خدا و دست راست خداى عزوجل. بعد پیامبراکرم(صلی الله غلیه و آله و سلم) به این دو آیه شریفه استشهاد کرد قول خداوند:
«خداوند شما را از نفس خود بیم مى دهد» و قول خداوند: «بل دستان او بازند، هر جور که بخواهد ، انفاق مى کند». [8]
شرح و توضیح مراد احادیث
در واقع ائمه اطهار(علیهم السلام) نوروز را به روزى که خداوند در آن معبود و مسجود شده و دین و امر خداوند در آن ظاهر و غالب شده، تفسیر کرده‌اند.
و این معنا از احادیثى که از امیرالمومنین على(علیه السلام) روایت شده است، کاملا به دست مى‌آید چنانکه آن حضرت فرمودند: «هر روز ما نوروز است». [9] چون پیداست که ائمه اطهار(علیهم السلام) همواره به طاعت و پرستش خداوند مشغولند.
و یا در حدیثى دیگر فرمودند: «هر چیزى را براى ما اختیار کنید که در این صورت هر روزتان نوروز است». [10] و یا در حدیثى دیگر فرمودند: «اگر قدر بدانید هر روزى نوروز است». [11] یعنى اگر معصیت خداوند نکنید و قدر عمر خود را بدانید و هر روزى پیشرفتى داشته باشید، آن روزتان نو و تازه است و الا اگر پیشرفت نداشته باشید و درجا بزنید پیداست که این روز همان روز گذشته مى شود و در این صورت نه نوروز بلکه کهنه روز خواهد بود.
و چنانکه در حدیث آمده است که «هرکس دو روزش باهم مساوى باشد،زیان کرده است». [12]
و بالاخره کلام گهربار حضرت على(علیه السلام) که فرمودند: «هر روزى که در آن معصیت نکنید، آن روز عید است». [13] در مورد نوروز هم همین حکم صادق است.
بنابراین از دیدگاه ائمه اطهار(علیهم السلام) هر روزى که در آن معصیت خداوند نشود و بلکه در آن روز امر دین خداوند ظهور و تبلور داشته باشد آن روز نوروز است و اگر روز ظهور مهدى(علیه السلام) نوروز نامیده مى شود، به خاطر پیروزى کامل دین و امر خداوند بر شرک و نفاق مى باشد و به همین خاطر روزى تازه و نو نامیده مى شود چون دنیا روزى تازه را شروع مى کند و در تمام این امور که در حدیث ذکر شده، اگر نوروز نامیده مى شود به خاطر این است که دنیا با این اتفاقات مهم روزى جدید و تازه را آغاز مى کند و به همین اعتبار 22 بهمن 57 را هم باید نوروز بنامیم.
بنابراین به این نتیجه مى رسیم که نوروز در احادیث، یک روز خاصى از سال نمى باشد پس احادیث نمى توان براى اثبات مدعاى خود تمسک بجوییم چه مدعاى ما نوروز معروف و مشهور در موقعى خاص از سال است.
پی نوشتها:
[1]. «و اتى على (علیه السلام) بهدیه النیروز، فقال: ما هذا؟ قالوا: یا امیرالمومنین الیوم النیروز، فقال: اصنعوا لنا کل یوم نیروزا» (من لا یحضره الفقیه: ج‌3، ص 300).
[2]. «اخبرنا ابوعبدالله الحافظ، ثنا ابوالعباس محمد بن یعقوب، ثنا الحسن بن على بن عفان ثنا ابو اسامه عن حماد بن زید، عن هشام عن محمد بن سیرین قال: اتى على(رضى الله عنه) بهدیه النیروز، فقال: ما هذه؟ قالوا: یا امیرالمومنین هذا یوم النیروز. قال: فاصنعوا کل یوم فیروز» قال ابو اسامه کره إن یقول نیروز» (سنن بیهقى: ج‌1، ص 234).
توضیح : این که ابو اسامه مى گوید: على اکراه داشت از این که بگوید «نیروز است» برداشت نادرستى است چون ابواسامه در محضر على نبوده تا بگوئیم از چهره و یا کفیت کلام آن حضرت این مطلب را فهمیده است چون او این حدیث را به سه واسطه نقل مى کند بلکه على مى خواسته بگوید: «پیروزید» اما چون حرف «پ» در کلام فصیح عرب به کار نمى رود، لذا تعبیر به «فیروز» نمودند.
[3]. قال اسماعیل بن حماد بن ابى حنیفه انا اسماعیل بن حماد بن ابى حنیفه بن النعمان بن المرزبان من ابنإ فارس الاحرار و الله ما وقع علینا رق قط، ولد جدى سنه ثمانین(نسخه اى که نگارنده دیده، «ثمانین» مى باشد. ولى احتمال هست که در اصل «ثلاثین» باشد؛ زیرا اگر ثمانین باشد با دوران زندگانى امیرالمومنین(علیه السلام) سازگار نیست) و ذهب به الى على بن ابى طالب و هو صغیر فدعا له بالبرکه فیه و فى ذریته و نحن نرجو من الله إن یکون قد استجاب لعلى. قال : و النعمان بن المرزبان هو الذى اهدى الى على بن ابى طالب الفالوذج فى یوم النیروز، فقال على «نوروزنا کل یوم». (الانساب: ج‌2، ص 37).
[4]. دعائم الاسلام: ج‌2، ص 326.
[5]. حدثنى المولى السید المرتضى العلامه بهإ الدین على بن عبدالحمید الساریه باسناده الى المعلى بن خنیس عن الصادق ان یوم الینروز هو الیوم الذى اخذ فیه النبى لامیرالمومنین على العهد بغدیر خم فاقروا فیه بالولایه فطوبى لمن ثبت علیها و الویل لمن نکثها و هو الیوم الذى وجه فیه رسول الله علیا الى وادى الجن فإخذ علیهم العهود و المواثیق. و هو الیوم الذى ظفر فیه بإهل النهروان و قتل ذا الثدیه. و هو الیوم الذى یظهر فیه قائمنا إهل البیت و ولاه الامر، و یظفره الله تعالى بالدجال فیصلبه على کناسه الکوفه. و ما من نیروز الا و نحن نتوقع فیه الفرج لانه من ایامنا حفظه الفرس و ضیعتموه ثم ان نبیا من انبیإ بنى اسرائیل سإل ربه إن یحیى القوم الذین خرجوا من دیارهم و هم الوف حذر الموت فإماتهم الله فإوحى الیه ان صب علیهم المإ فى مضاجعهم، فصب علیهم المإ فى هذا الیوم فعاشوا و هم ثلاثون الفا. فصار صب المإ فى یوم النیروز سنه ماضیه لا یعرف سببها الا الراسخون فى العلم و هو اول یوم من سنه الفرس قال المعلى و املى على ذلک و کتبته من املائه. و عنه انه اهدى الیه فالوذج فقال: ما هذا؟ قالوا: یوم نیروز قال: فنیروزا ان قدرتم کل یوم یعنى تمادوا و تواصلوا فى الله. (عوالى اللئالى: ج‌3، ص 41 - المهذب البارع، بحارالانوار: ج‌56، ص 116 - وسائل الشیعه: ج‌5، ص 288).
[6]. و روى عن المعلى ایضا قال: دخلت على ابى عبدالله علیه السلام فى صبیحه یوم النیروز، فقال: یا معلى اتعرف هذا الیوم؟ قلت لا. و لکنه یوم یعظمه العجم و تتبارک فیه قال: کلا، و البیت العتیق الذى ببطن مکه، ما هذا الیوم الا لامر قدیم، افسره لک حتى تعلمه. فقلت: لعلمى هذا من عندک احب الى من إن اعیش ابدا. و یهلک الله اعدائکم. قال: یا معلى یوم النیروز، و هو الیوم الذى اخذ الله فیه میثاق العباد إن یعبدوه و لا یشرکوا به شیئا و ان یدینوا فیه برسله و حججه و اولیائه، و هو اول یوم طلعت فیه الشمس و هبت فیه الریاح اللواقح، و خلقت فیه زهره الارض، و هو الیوم الذى استوت فیه سفینه نوح على الجودى. و هو الیوم الذى احیا الله فیه القوم الذین خرجوا من دیارهم و هم الوف حذر الموت فقال لهم الله موتوا ثم احیاهم. و هو الیوم الذى هبط فیه جبرئیل على النبى و هو الیوم الذى کسر فیه ابراهیم اصنام قومه. و هو الیوم الذى حمل فیه رسول الله امیرالمومنین على علیه السلام على منکبیه حتى رمى اصنام قریش من فوق بیت الحرام فهشمها. (مدرک قبل).
[7]. عن المعلى بن خنیس عن مولانا الصادق(علیه السلام) فى یوم النیروز قال: اذا کان یوم النیروز فاغتسل و البس انظف ثیابک و تطیب باطیب طیبک، و تکون ذلک الیوم صائما. فاذا صلیت النوافل و الظهر و العصر فصل بعد ذلک إربع رکعات، تقرإ فى اول کل رکعه فاتحه الکتاب و عشر مرات «انا انزلناه فى لیله القدر» و فى الثانیه فاتحه الکتاب و عشر مرات «قل یا ایها الکافرون» و الثالثه فاتحه الکتاب و عشر مرات «قل و الله احد» و فى الرابعه فاتحه الکتاب و عشر مرات المعوذتین و تسجد بعد فراغک من الرکعات سجده، الشکر و تدعوا فیها یغفر لک ذنوب خمسین سنه. (مصباح المتهجد ص 591، وسائل ج‌5، ص 288).
[8]. قد روى عن النبى(ص) انه قال: لعلى(علیه السلام) سبعه عشر اسما فقال ابن عباس اخبرنا ما هى یا رسول الله؟ فقال: اسمه عند العرب على و عند امه حیدره و فى التوراه الیا و فى الانجیل بریا و فى الزبور قریا و عند الروم بظرسیا و عند الفرس نیروز و عند العجم شمیا و عند الدیلم فریقیا و عند الکرور شیعیا و عند الزنج حیم و عند الحبشه تبیر و عند الترک حمیرا و عند الارمن کرکر و عند المومنین السحاب و عند الکافرین الموت الاحمر و عند المسلمین وعد و عند المنافقین وعید و عندى طاهر مطهر و هو جنب الله و نفس الله و یمین الله عزوجل قوله «و یحذرکم الله نفسه» و قوله: «بل یداه مبسوطتان ینفق کیف یشإ» (الفضائل تإلیف شاذان بن جبرئیل قمى، ص 175).
[9]. الفقیه: ج‌2، ص 300 ح 4074 قال(علیه السلام) : «نیروزنا کل یوم».
[10]. همان.
[11]. همان.
[12]. بحارالانوار: ج‌71، ص 173 ح 5، باب 64.
[13]. بحار: ج‌91، ص 136، ح 5، باب 5.




 
پرسش :
عید از منظر امام علی(علیه السلام) چگونه ترسیم شده است؟
پاسخ :
امام على(علیه السلام) هر روز را که در آن روز معصیت خدا نشود و گناهى انجام نگیرد، عید خوانده است:
«کُلُّ یوم لا یُعصى اللهُ تعالى فیه فهو یوم عید.»
و این فرمایش امیرمؤمنان(علیه السلام) به این موضوع اشاره دارد که روز ترک گناه، روز پیروزى، پاکى و بازگشت به فطرت نخستین است. [1]
از «سوید بن عفله» نقل شده است که : در روز عید بر امیرالمومنین(علیه السلام) وارد شدم و دیدم که نزد حضرت نان گندم و خطیفه و ملبنه است. پس به آن حضرت عرض کردم:
روز عید و خطیفه؟!
حضرت فرمودند: «انّما هذا لمن عید من غفرله»، این عید کسى است که آمرزیده شده است. [2]
در خبر است: چیزى به رسم هدیّه نوروزى خدمت امیرالمومنین(علیه السلام) تقدیم شد، حضرت پرسیدند: این چیست؟ عرض کردند: یا امیرالمومنین! امروز نوروز است. حضرت علی(علیه السلام)فرمودند: هر روز را براى ما نوروز سازید. [3]
پی نوشت:
[1]. تفسیر نمونه، ج 5، ص 131
[2]. بِحارالانوار، ج 40، ص 326
[3]. وسائل الشّیعه، ج 12، ص 214

 
پرسش :
عید نوروز از منظر امام صادق(علیه السلام) چگونه ترسیم شده است؟
پاسخ :
معلّى گوید: در عید نوروز به حضور امام صادق (علیه‌السلام)شرفیاب شدم،حضرت فرمودند:
امروز را مى‌شناسى؟ عرض کردم: روزى است که عجمها آن را بزرگ مى‌شمارند و در آن روز به یکدیگر هدیه مى‌دهند. حضرت فرمودند: ...امروز روزى است که خداوند از بندگان خود پیمان گرفت تا او را عبادت کنند و به او شرک نورزند و به پیامبران و حجج الهى و ائمّه معصومین(علیهم‌السلام) ایمان بیاورند و... در این روز قائم ما(عجل الله تعالی فرجه الشریف) ظاهر مى‌شود، و نوروزى نمى‌رسد مگر اینکه ما اهل بیت(علیهم‌السلام) ظهور اسلام و گشایش آن را توقّع داریم، چون نوروز از روزهاى ما و شیعیان ماست.[1]
امام صادق (علیه‌السلام ) در جایی دیگر فرمودند:
اِذا کانَ یَوْمُ الَّنیرُوزِ فَاغْتَسِلْ وَالْبِسْ أَنْظَفَ ثِیابِکَ وَتَطَیَّبْ بِاَطْیَبِ طیبِکَ وَتَکُونُ ذلِکَ الْیَوْمَ‌صائما؛
هنگامى که نوروز آمد غسل کن و نظیف‌ترین لباس‌هاى خـود را بپوش و با خوشبوترین عطرها خود را معـطر ساز، و چه خـوب است که در این روز روزه‌دار بـاشى.[2]
پی نوشت ها:
[1]. بحار الانوار، ج 59، 92
[2]. وسائل الشیعه، ج 5، 288


پرسش :
عید در فرهنگ اسلامى چگونه ترسیم شده است؟
پاسخ :
واژه «عید» در اصل از فعل عادَ یَعُودُ است و براى آن معانى مختلفى گفته اند: از جمله «خوى گرفته»، «روزفراهم آمدن قوم» و «هر روز که در آن، انجمن یا تذکار فضیلتمند یا حادثه بزرگى باشد.»
گویند از آن رو به این نام خوانده شده است که هر سال شادى نُوینى بازآرد. [1]
و برخى برآنند که اصل واژه «عید» از «عادت» است، زیرا آنان (قوم) ، فامیل و خانواده ها به گرد آمدن دورهم در آن روز عادت کرده‌اند. [2]
لغتنامه«تاج العروس» درباره عید آورده است: عید در نزد عرب زمانى است که در آن شادیها و یا اندوه ها باز می گردد و تکرار می شود. [3]
و در فرهنگ معین در این باره آمده است: عید روز مبارکى است که در آن مردم جشن مى گیرند و شادى مى کنند و در این روز به همدیگر عیدى مى دهند، از قبیل هدیّه، پول، خلعت. [4]
عید نه به جامه رنگارنگ پوشیدن است که این عید کودکان است، نه به شربت و شیرینى و غذاهاى متنوّع خوردن است که این عید شکمبارگان است، نه به سیاحت و تفّرج بى محتوى پرداختن است که این عید ولگردان است، نه به بى بندوبارى، هرزگى و عیّاشى کردن است که این عید بوالهوسان است، نه به قاه قاه خندیدن و همدیگر را به مسخره گرفتن است که این عید غافلان است و نه آتش بازى کردن است که این عید خرافه پرستان است.
عید اسلامى موفّقیت در راه انجام وظیفه، تطهیر نَفس و تصفیه جان از ناپاکیها، تمرین صبر و استقامت و شکستن غرور و خودخواهى است.
اگر بخواهیم عید نوروز براى ما یک عید واقعى باشد، باید به ارزشهاى این عید که در سایه تعالیم اسلامى رنگ دینى پیدا کرده است توجّه کنیم و از ضد ارزشهاى آن که احیاى ارزشهاى جاهلى و سنّت هاى دوران آتش پرستى است، دورى نماییم.
در ذیل احادیث گهرباری از ائمه اطهار(علیهم السلام) درباره عید می آوریم:
پیامبر اکرم(صلى‌الله‌علیه‌و‌آله) فرمودند:
اِنَّ الْمَلائِکَةَ یَقُومُونَ عَلى أَفْواهِ السِّکَّةِ وَیَقُولُونَ: اُغْدُوا اِلى رَبٍّ کَرِیمٍ یُعْطِى الْجَزِیلَ وَیَغْفِرُ الَعَظِیمَ؛
فرشتگان الهى در صبحگاه روز عید بر سر کوچه‌ها مى‌ایستند و مى‌گویند: برخیزید و به دیدار پروردگار کریمى بروید که نعمتهاى فراوان مى‌دهد و گناهان بزرگ را مى‌بخشد.[5]
*******
امام علی(علیه‌السلام )فرمودند:
غُسْلُ الاَْعْیادِ طَهُورٌ لِمَنْ أَرادَ طَلَبَ الْحَوائِج بَیْنَ یَدَىِ اللّه‌ِ عَزَّوَجَلَّ وَاتِّباعٌ للِسُّنَّةِ؛
غسل کردن در روزهاى عید، هم سبب پاکیزگى و نظافت کسانى است که براى درخواست حاجت ـ گرفتن عیدى ـ به درگاه خداوند روى مى‌آورند و هم پیروى از سنت پیامبر اسلام صلى‌الله‌علیه‌و‌آله است. [6]
*******
امام صادق (علیه‌السلام )فرمودند:
اِذا کانَ یَوْمُ الَّنیرُوزِ فَاغْتَسِلْ وَالْبِسْ أَنْظَفَ ثِیابِکَ وَتَطَیَّبْ بِاَطْیَبِ طیبِکَ وَتَکُونُ ذلِکَ الْیَوْمَ‌صائما؛
هنگامى که نوروز آمد غسل کن و نظیف‌ترین لباس‌هاى خـود را بپوش و با خوشبوترین عطرها خود را معـطر ساز، و چه خـوب است که در این روز روزه‌دار بـاشى.[7]
*******
معلّى گوید: در عید نوروز به حضور امام صادق (علیه‌السلام)شرفیاب شدم،حضرت فرمودند:
امروز را مى‌شناسى؟ عرض کردم: روزى است که عجمها آن را بزرگ مى‌شمارند و در آن روز به یکدیگر هدیه مى‌دهند. حضرت فرمودند: ...امروز روزى است که خداوند از بندگان خود پیمان گرفت تا او را عبادت کنند و به او شرک نورزند و به پیامبران و حجج الهى و ائمّه معصومین علیهم‌السلام ایمان بیاورند و... در این روز قائم ما(عج) ظاهر مى‌شود، و نوروزى نمى‌رسد مگر اینکه ما اهل بیت علیهم‌السلام ظهور اسلام و گشایش آن را توقّع داریم، چون نوروز از روزهاى ما و شیعیان ماست.[8]
پی نوشت ها:
[1]. لغتنامه دهخدا، ذیل واژه عید
[2]. لسان العرب، ابن منظور، ج 3، ص 319
[3]. همان، ج 8، ص‌43
[4]. فرهنگ معین، واژه عید و عیدى
[5]. مستدرک الوسائل ح: 6678
[6]. بحارالانوار، ج 91، 118
[7]. وسائل الشیعه، ج 5، 288
[8]. بحار الانوار، ج 59، 92

 
 
 
پرسش :
آیا در روایات اسلامی اعمالی برای عید نوروز وارد شده است؟
پاسخ :
حضرت امام صادق(علیه السَّلام) به ُمعَلَّى بن خُنَیس تعلیم فرمودند:
چون روز نوروز شود، غسل کن و پاکیزه‌ترین جامه‌هاى خود را بپوش و به بهترین بوهاىِ خوش خود را خوشبو گردان و در آن روز روزه بدار. پس چون از نماز پیشین و پسین و نافله‌هاى آن فارغ شوى، چهار رکعت نمازبگذار (یعنى هر دو رکعت به یک سلام) و در رکعت اوّل پس از حمد ده مرتبه سوره «إِنّا أَنزلنا» بخوان و در رکعت دوّم، بعد از حمد ده مرتبه سوره «قُل یا أَیُّها الکافرون» و در رکعت سوم بعد از حمد ده مرتبه سوره «قل هو الله أَحد» و در رکعت چهارم بعد از حمد ده مرتبه «قل أَعُوذُ بربّ الفلق و قل أَعُوذُ بربّ النّاس» بخوان و بعد از نماز به سجده شکر برو و این دعا را بخوان:
«أَللّهُمَّ صلِّ على محمَّد و آل محمَّد الاوصیاء المرضیّین و على جمیع انبیائک و رسلک بافضل صلواتک و بارک علیهم بافضل برکاتک وصَلِّ على ارواحهم و اجسادهم. أَللّهُمَّ بارک على محمّد و آل محمّد و بارک لنا فى یومنا هذا الذى فضّلتَه و کرّمتَه و شرّفتَه و عَظّمتَ خطره. أَللّهُمَّ بارک لِىَ فیما انعمتَ به علىَّ حتى لا أَشُکُرَ احداً غیرَک و وَسِّعُ علىَّ فى رزقى یا ذاالجلال و الإِکرام. أَللّهُمَّ ما غاب عنّى فلا تغیبنَّ عنّى عونَک و حفظَک و ما فقدتُ مِن شى‌ءٍ فلا تفقدنى عونَک علیه، حتّى لا اتکلَّف ما لا احتاج الیه یا ذاالجلال و الاکرام» چون چنین کنى، گناهان پنجاه ساله تو آمرزیده شود .
و بسیار بگو: «یا ذالجلال و الإِکرام». [1]
پى‌نوشت:
[1]. مفاتیح الجنان، ص 496


 
پرسش :
آیا در روایات اسلامی اعمالی برای عید نوروز وارد شده است؟
پاسخ :
حضرت امام صادق(علیه السَّلام) به ُمعَلَّى بن خُنَیس تعلیم فرمودند:
چون روز نوروز شود، غسل کن و پاکیزه‌ترین جامه‌هاى خود را بپوش و به بهترین بوهاىِ خوش خود را خوشبو گردان و در آن روز روزه بدار. پس چون از نماز پیشین و پسین و نافله‌هاى آن فارغ شوى، چهار رکعت نمازبگذار (یعنى هر دو رکعت به یک سلام) و در رکعت اوّل پس از حمد ده مرتبه سوره «إِنّا أَنزلنا» بخوان و در رکعت دوّم، بعد از حمد ده مرتبه سوره «قُل یا أَیُّها الکافرون» و در رکعت سوم بعد از حمد ده مرتبه سوره «قل هو الله أَحد» و در رکعت چهارم بعد از حمد ده مرتبه «قل أَعُوذُ بربّ الفلق و قل أَعُوذُ بربّ النّاس» بخوان و بعد از نماز به سجده شکر برو و این دعا را بخوان:
«أَللّهُمَّ صلِّ على محمَّد و آل محمَّد الاوصیاء المرضیّین و على جمیع انبیائک و رسلک بافضل صلواتک و بارک علیهم بافضل برکاتک وصَلِّ على ارواحهم و اجسادهم. أَللّهُمَّ بارک على محمّد و آل محمّد و بارک لنا فى یومنا هذا الذى فضّلتَه و کرّمتَه و شرّفتَه و عَظّمتَ خطره. أَللّهُمَّ بارک لِىَ فیما انعمتَ به علىَّ حتى لا أَشُکُرَ احداً غیرَک و وَسِّعُ علىَّ فى رزقى یا ذاالجلال و الإِکرام. أَللّهُمَّ ما غاب عنّى فلا تغیبنَّ عنّى عونَک و حفظَک و ما فقدتُ مِن شى‌ءٍ فلا تفقدنى عونَک علیه، حتّى لا اتکلَّف ما لا احتاج الیه یا ذاالجلال و الاکرام» چون چنین کنى، گناهان پنجاه ساله تو آمرزیده شود .
و بسیار بگو: «یا ذالجلال و الإِکرام». [1]
پى‌نوشت:
[1]. مفاتیح الجنان، ص 496
 

 
پرسش :
آیا عید نوروز ریشه دینی دارد؟
پاسخ :
در برخی روایات، تجلیل امامان«علیهم السلام» از عید نوروز مشهود است. به عنوان مثال، در روایتی منسوب به حضرت امام جعفر صادق«علیه السلام» آمده است که می‌فرماید: «نوروز، روزی است که پروردگار از بندگان پیمان گرفته است او را عبادت کنند و بدو شرک نورزند و به فرستادگانش و امامان«علیهم السلام» ایمان آورند. نوروز، روزی است که خورشید در آن طلوع کرده و هیچ نوروزی نیست مگر این که ما در آن روز در انتظار از میان رفتن سختیهاییم؛ زیرا نوروز از روزهای ما و شیعیان ماست.»(1) در روایتی دیگر از معصوم«علیه السلام» وارد است: «چون نوروز فرا می‌رسد، غسل کنید، لباس پاکیزه بپوشید، خود را معطّر سازید و در آن روز، روزه گیرید.»(2)
در برابر این روایات، روایتی دیگر است منسوب به حضرت امام موسی بن جعفر«علیه السلام» که در پاسخ درخواست منصور(عبّاسی) بر این که حضرت هنگام عید نوروز در جایی بنشیند و به دیگران تبریک و تهنیّت گوید، می‌فرماید: «در اخبار جَدّم‌[رسول اللَّه‌صلی الله علیه وآله‌] خبری از این روز[نوروز] نیافتم.»(3) مرحوم مجلسی پس از ذکر این روایت، می‌گوید: «ممکن است بتوانیم این خبر را حمل بر تقیّه کنیم.»
به هر حال، نباید فراموش کنیم که حضرت علی«علیه السلام» می‌فرماید: «هر روزی که در آن، نافرمانی خدا نشود، عید است.»(4) پس باید در عید نوروز به کارهایی مشغول شویم که ما را به خدا نزدیک کند و او را از ما خشنود سازد و از انجام کارهای خرافی و ارج نهادن به سنّتهای نادرست و نامعقول خویشتن‌داری کنیم.
عبادت خداوند و قرائت قرآن و پاکی و نظافت خانه و نیز لباس نو بر تن کردن - نه تحمّل گرایی و فخر فروشی کردن - و همچنین روزه داشتن و به دیدار دوستان و خویشان رفتن، بسیار پسندیده و ارزشمند است. ولی اعتقاد به نامیمونی روز سیزدهم فروردین و واجب بودن سفره هفت سین و برگزاری مراسم چهارشنبه سوری، چون علّت عقلانی و شرعی ندارد، محکوم و مطرود است.
پی نوشتها:
1) بحارالانوار، ج 59، صص 1 - 92.
2) وسائل‌الشیعه، ج 7، صص 346 - 13871.
3) بحارالانوار، ج 59، صص 2 - 100.
4) شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 20، ص 73.



 
پرسش :
عید نوروز از منظر فقها و دانشمندان اسلامی چگونه بوده است؟
پاسخ :
سیدبن طاووس (یکى از دانشمندان بزرگ شیعه است.) که در باره نوروز مى نویسد:
هنگامى که آغاز آفرینش جهان هستى در مثل چنین روزى است، شایسته است این روز به عنوان روز عید و شادى تلقى گردد.
ابن فهد حلى در این زمینه مى نویسد:
«یوم النیروز، یوم جلیل القدر»، نوروز، روزى گرانمایه و با منزلت است.
حضرت امام خمینی(ره) به مناسبت عید نوروز هرسال پیامى داشتند و در دیوان شعرشان، ابیاتى ویژه درباره عید نوروز سروده اند.
و مقام معظم رهبرى نیز هر سال در اول فروردین با پیام نوروزی، مواعظ حکیمانه ای دارند. ایشان در بخشی از پیام نوروزى سال 1369 شمسى فرمودند:
«تحویل سال جدید شمسى که مصادف با نوعى تحول در عالم طبیعت مى باشد، فرصتى است براى این که انسان به تحول درونى و به اصلاح امور روحى، معنوى و مادى خود بپردازد، ایجاد تحول کار خداست... اما ما موظفیم که براى این تحول در درون خود، در زندگى خود و در جهان اقدام کرده وهمت و تلاش به عمل آوریم.»



 
پرسش :
آیا اهل سنّت با نوروز مخالفند؟ جایگاه نوروز در کلام و سیره اهلبیت(علیهم السلام) چیست؟
پاسخ :
مخالفت اهل سنّت با نوروز در کتب فقهى آنها هم کاملاً آشکار است. در اینجا قسمتى از چند کتاب معتبر فقهى آنها را ذکر مى کنیم:
در بدائع الصّنائع، ج‌2، ص 79 آمده است: «روزه گرفتن در روز شنبه به تنهایى کراهت دارد، چون این کار تشبّه به یهود است و همچنین روزه گرفتن در «نیروز» و «مهرجان»، که تشبّه به مجوس است.»
و در المغنى، ج‌3، ص 99 گفته است: «روزه گرفتن روز «نیروز» و روز «مهرجان» به تنهایى کراهت دارد براى آن که این روزها روزهایى هستند که کفّار آنها را بزرگ مى شمارند.»
این در حالی است که در کلام و سیره اهلبیت(علیهم السلام) ما برعکس این را مشاهده می نماییم که در ذیل به چند مورد اشاره می کنیم:
امام علی(علیه‌السلام )فرمودند:
نِیرُوزُنا کُلُّ یَوْمٍ؛
هر روز براى ما، نوروز است.
[من لایحضره الفقیه، ج 3، 300]

 
*******
واتِىَ عَلِیُّ علیه‌السلام بِهَدِیَّةِ النَیرُوزِ، فَقالَ علیه‌السلام: اما هذا؟ قالُوا: یا أَمِیرَالْمُؤْمِنینَ، أَلْیَومُ النِّیرُوزُ، فَقالَ علیه‌السلام: اِصْنَعُوا لَنا کُلَّ یَوْمٍ نِیرُوزا؛
هدیه نوروزى براى حضرت امیر المؤمنین (علیه‌السلام) آورده شد. حضرت فرمودند: این چیست؟ گفتند: امروز نوروز است. حضرت فرمودند: ـ پس در این صورت ـ هر روز ما را نوروز سازید.
[وسائل الشیعه، ج 12، 214]

 
*******
امام صادق (علیه‌السلام )فرمودند:
اِذا کانَ یَوْمُ الَّنیرُوزِ فَاغْتَسِلْ وَالْبِسْ أَنْظَفَ ثِیابِکَ وَتَطَیَّبْ بِاَطْیَبِ طیبِکَ وَتَکُونُ ذلِکَ الْیَوْمَ‌صائما؛
هنگامى که نوروز آمد غسل کن و نظیف‌ترین لباس‌هاى خـود را بپوش و با خوشبوترین عطرها خود را معـطر ساز، و چه خـوب است که در این روز روزه‌دار بـاشى.
[وسائل الشیعه، ج 5، 288]

 
*******
معلّى گوید: در عید نوروز به حضور امام صادق (علیه‌السلام)شرفیاب شدم،حضرت فرمودند:
امروز را مى‌شناسى؟ عرض کردم: روزى است که عجمها آن را بزرگ مى‌شمارند و در آن روز به یکدیگر هدیه مى‌دهند. حضرت فرمودند: ...امروز روزى است که خداوند از بندگان خود پیمان گرفت تا او را عبادت کنند و به او شرک نورزند و به پیامبران و حجج الهى و ائمّه معصومین علیهم‌السلام ایمان بیاورند و... در این روز قائم ما(عج) ظاهر مى‌شود، و نوروزى نمى‌رسد مگر اینکه ما اهل بیت علیهم‌السلام ظهور اسلام و گشایش آن را توقّع داریم، چون نوروز از روزهاى ما و شیعیان ماست.
[بحار الانوار، ج 59، 92]

 
*******
در بحارالانوار روایت ذیل آمده است:
ان المنصور تقدم الى موسى بن جعفر (علیهماالسلام) بالجلوس للتهنیه فى یوم النیروز و قبض ما یحمل الیه...؛
منصور دومین خلیفه عباسى به امام کاظم (علیه السلام) پیشنهاد کرد عید نوروز جلوس نماید تا مردم نوروز را به او تبریک گویند و هدایاى آنها را دریافت نماید... و امام (علیه السلام) با اکراه پذیرفتند. [بحارالانوار، ج 98، ص 419]
بنابراین عید نوروز مانند بسیارى از سنتهاى ملى که با شئون اسلامى مخالفتى نداشته است، پس از اسلام درمیان ایرانیان باقى مانده است.



 
پرسش :
هفت سین در ایرانی چه جایگاهی دارد؟
پاسخ :
شرح پرسش:
هفت سین چیست و چگونه در فرهنگ ما وارد شده است؟ اجزای سفره عید یا سفره هفت سین کدامند و هر یک نماد چه هستند؟

پاسخ:
امروزه خوان نوروزى در اقصى نقاط کشور گسترده می شود: "سفرهای محدود به ترکیب لغوى سین درهمه جا رایج نیست. امّا اصل گسترش سفره عمومیّت دارد، چه در تمام شهرها و روستاهاى ایران گسترده می شود. این خوان مجموعه اى است بسیار متنوّع از آنچه که در زندگى به آن محتاجند."(1)
برخلاف تصوّر عامه که هفت سین را فراگیر و همگانى می دانند، انواع ترکیبات دیگر با عدد هفت در کشورمان رایج است، مانند: هفت شین که درمیان هموطنان زرتشتى رواج دارد.
بعضى هفت سین را در اصل هفت شین مى دانند: شکر، شهد و شیر، شمع و شمشاد و شانه یا شایه (میوه) و برخى آن را صورت دگر گونه هفت چین می آورند؛ یعنى هفت چیز چیده شده از درخت. این سنّت ارزنده چنان مسخ شده است که هفت میم نیز بر سر سفره نهاده اند: مرغ، ماهى، میوه، ماست، مربّا، مسقطى و میگو"(2) چنان که برمی‌آید، آنچه در سفره عید مشترک است، عدد هفت است و آینه و کتاب مقّدس (در میان مسلمانان قرآن و زرتشتیان اوستا) و البته آب و ماهى زنده در درون آن.

تقدّس عدد هفت:
عدد هفت عددى مقدّس نزد ملل مختلف است و از جمله در ایران به دلایلى این عدد مقدّس شمرده مى شده است: هفت آسمان، هفت شهر عشق، هفت خوان رستم و هفت سین یا شین یا میم سفره عید، از حضور مستمر این عدد در سنن و عقاید ملّت ها حکایت دارد. "هفت نزد ایرانیان عدد مقدّسى است و با هفت امشاسپندان یا هفت جاودانه مقدّس ارتباط کامل دارد."(3)
امشاسپندان یا جاودانان مقدّس، مقدّسان بى مرگ یا جاودانان پاک، صفات پاک اهورامزدا هستند که نام‌هایشان به ترتیب عبارتند از: (واژه ها به صورت فارسى آمده، نه پهلوى و اوستایی) 1- بهمن، 2- اردیبهشت، 3- شهریور، 4- سفندارمذ یا اسفند، 5- خرداد، 6- اَمـِرتات یا امرداد یا بنابر غلط مشهور مرداد.
"آنچه از اوستا بر می آید در راس این شش امشاسپندان گاه "سپنته مئینیو" قرار داشته و گاه اهورا مزدا، و با این افزوده عدد هفت را کامل مى کرده اند. همچنین گاه به جاى اهورا مزدا، ایزد سروش را براى کامل کردن عدد هفت افزوده اند."(4)
متأسفانه تاکنون میان اجزا هفت سین (آنچه بیشترین فراوانى را میان ملّت ایران دارد.) و هفت امشاسپند ارتباط معنایى یافت نشده است: وهومن یا بهمن به معناى اندیشه نیک، اشه وهیشته یا اردیبهشت به معناى بهترین و بالاترین راستى و پاکى، خشثروئیریه یا شهریور با معناى بهترین و بالاترین راستى و پاکى، سپنته آرمئى تى یا سفندارمذ (اسفند) فروتنى مقدس، هئوروتات یا خرداد: رسایى و تندرستى، امرتات یا بیمرگى (الف در اول کلمه امرتات نفى کننده است مرداد به تنهایى به معنى مرگ و نیستى است) " اگر در درازاى زمان هفت "سینی" یا هفت میوه یا گل یا سبزى که با سین آغاز مى شوند و هر یک با نشانه اى از با رورى و تندرستى تلقین شده اند، در آنجا باید پاى ذوق لطیف ایرانى را جستجو کرد.
آن چیزهایى که امروزه خوان ما را زینت مى بخشد و همه اهل خانه را به جهانى از شادى و سرسبزى فرا مى خواند چیست، سبزه نودمیده است و سنبل خوش بر و خوش بو، سیب که میوه اى بهشتى نام گرفته است و نمادى از زایش است ، سمنو این مائده تهیه شده از جوانه گندم که بخشى از آیین هاى باستانى را یاد آورى می کند. سنجد که بوى، برگ و شکوفه درخت آن محرِّک عشق و دلباختگى است. سیر که از دیر زمان به عنوان دارویى براى تندرستى شناخته شده است. دانه هاى سپند(اسفند) که نامش به معنى مقدّس است و دانه هاى به رشته کشیده آن زینت بخش خانه هاى روستایى و دافعِ چشم بد است. ما بر این خوان آیینه مى گذاریم که نور و روشنایى مى تاباند، شمع مى افروزیم که روشنایى و تابش آتش را به یاد مى آورد، تخم مرغ که تمثیلى از نطفه و بارورى است، کاسه آبِ زلال به نشانه همه آبهاى خوب جهان و ماهىِ زنده در آب به نشانه تازگى و شادابى."(5)
با مقایسه اى میان معناى نام امشاسپندان (که نام 6 ماه از سال‌هاى شمسى نیز هست.) و کنایات و استعاره هاى اجزا سفره هفت سین آشکار مى گردد که جز سپنته و اسفند که فقط تکرار واژه است، این دو ارتباط دیگرى با یکدیگر ندارند و این ناشى از مسخ و قلب این سنّت کهن در طىّ اعصار طولانى است.
به هر روى تنها مى توان گفت: خوان نوروزى که اجزا آن با عشق چیده شده است، بر رخسار زیباى محبَّت و موَّدت خانوادگى، زیبایى طبیعت و رنگ هاى اعجاب آور آن را هم خواهد افزود. چرا که نوروز جشن طبیعت و جشن نوشدن زندگى است.

پى نوشت‌ها:
1- نوروز جمشید،دکترسعید جواد برومند، ص 326
2- همان، ص 328
3- همان،ص 327
4- دانشنامه ایران باستان، هاشم رضى، ج 1، ص 40 و 339
5- مقاله نقد و نظر: نوروز، نویسنده: ژاله آموزگار، مجله کِلک، بهمن و اسفند 1370، ش 24-23
 
 
منبع : راسخون


 

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی