پیشتازان سازمان دانش آموزی شهرستان طبس


بنا به نقل ابن سعد، سه نفر از خوارج با نام های عبدالرحمان بن ملجم، برک بن عبدالله تمیمی و عمروبن بکیر تمیمی، در مکه با یکدیگر قرار گذاشتند تا امام علی - علیه السلام - معاویه و عمروبن عاص را بکشند. عبدالرحمان به کوفه آمده و با دوستان خارجی خود دید و بازدید می کرد. یک بار به دیدار گروهی از طایفه «تیم الرباب» رفت. در آنجا زنی را با نام «قطام بنت شجنه بن عدی» دید که پدر و برادرش در نهروان کشته شده بود. ابن ملجم او را خواستگاری کرد. زن مهر خویش را سه هزار (دینار!) و قتل امام علی - علیه السلام - قرار داد. ابن ملجم گفت که از قضا برای همین به کوفه آمده است.[1] او چندی شمشیر خویش را به زهر آلوده کرده و با همان، ضربتی بر سر امام زد که به دلیل عمیق بودن زخم و سمی بودن شمشیر، امام را به شهادت رساند. گفته شده که ابن ملجم آن شب را در خانه اشعث بن قیس بوده است.[2]

روایات متعددی حکایت از آن دارد که امام در مدخل ورودی مسجد (در درون مسجد) مورد حمله ابن ملجم واقع شده است.[3] در نقل های دیگری آمده است که امام در حال بیدار کردن مردم برای نماز بود که مورد حمله قرار گرفت.[4] منابع موجود تاریخی بیشتر اشاره به نقل نخست کرده اند. در برابر روایات دیگری وجود دارد که زمان حمله ابن ملجم را وقتی می داند که امام مشغول نماز بوده است. در نقلی از میثم تمار آمده است که امام نماز صبح را آغاز کرده و در حالی که یازده آیه از سوره انبیاء خوانده بود ابن ملجم با شمشیر ضربتی بر سر امام زد.[5]

در نقل دیگری از یکی از نوادگان جعده بن هبیره ـ که این جعده فرزند ام هانی بوده و گاهی بجای آن حضرت نماز می خوانده و در برخی نقل ها آمده که پس از ضربت خوردن امام، او جلو آمده و نماز را ادامه دادـ گفته شده است که وقتی ابن ملجم ضربه را زد که امام در نماز بود.[6] شیخ طوسی نیز روایتی نقل کرده است که همین مطلب را تأیید می کند.[7] متقی هندی نیز روایت نقل کرده که ضمن آن آمده است که ابن ملجم زمانی ضربت خود را فرود آورد که امام سرش را از سجده برداشت.[8] نقل دیگری از ابن حنبل[9] که همان را ابن عساکر[10] نیز روایت کرده از همین مطلب را تأیید می کند. ابن عبدالبر می گوید: در این که آیا ابن ملجم در نماز ضربت را زده یا قبل از آن و نیز این که امام در آن هنگام کسی را جانشین خود کرده یا خود تمام کرده، اختلاف است. بیشتر بر آنند که آن حضرت جعده بن هبیره را بجای خود گذاشت تا نماز را تمام کند.[11]

روایات فراوانی که از طریق اهل بیت و اهل سنت نقل شده که نشان از وضعیت خاص روحی امام در شبی است که صبحگاه آن شب امام ضربت خورد. از جمله روایتی از امام باقر علیه السلام که ابن ابی الدنیا نقل کرده آشکارا آگاهی امام را از شهادت خویش خبر می دهد.[12] زمانی که امام ضربت خورد فریاد زد: «فزت و رب الکعبه» به خدای کعبه رستگار شدم.[13]

ابن ابی الدنیا وصیت امام را از طرق مختلف نقل کرده است. قسمت هایی از آن در زمینه مسائل مالی و بخشی از آن، وصایای دینی امام است. در این وصیت امام، توصیه به مسائل چندی کردند از جمله: صله رحم، ایتام، همسایگان، عمل به قرآن، اقامه نماز به عنوان عمود دین، حج، روزه، جهاد، زکات، اهل بیت رسول خدا(ص) بندگان، امر به معروف و نهی از منکر. در این نقل آمده است که امام در حالی که مشغول گفتن «لا اله الا الله» بودند، در آغاز شب بیست و یکم رمضان، در حالی که آیه «فمن یعمل مثقال ذره خیرا یره و من یعمل مثقال ذره شرا یره» را می خواند به دیدار معبود شتافت.[14] بنا به نقلی دیگر، پس از شهادت امام، حسنین، محمد بن حنیفیه، عبدالله بن جعفر و تنی چند نفر از اهل بیت، آن حضرت را شبانه به خارج کوفه (جایی که بعدها نجف نامیده شد) بردند و پنهانی دفن کردند. این کار برای آن بود که خوارج یا دیگران (بنی امیه) قبر امام را نبش نکنند.[15]

در اخبار شهادت امام آمده است که گروهی از غلات در مدائن با شنیدن خبر شهادت امام، از پذیرفتن خبر شهادت آن حضرت خودداری کردند. این گروه منشأ تفکرات غلوآمیز در میان شیعه هستند که در قسمت های بعدی، اشاراتی به آن ها خواهیم داشت. چند نقلی که ابن ابی الدنیا در این زمینه آورده است، نشان از حضور فردی با نام ابن السوداء از قبیله همدان که او را عبدالله بن سبأ می نامیده اند دارد. در نقلی دیگر از عبدالله بن وهب السبأئی یاد شده که این ادعا را در مدائن کرده است.[16] این دو نقل نشان می دهد که حتی نام این شخص مشخص نبوده است. به آنچه این شخص در بحث مربوط به «مخالفین عثمان» آوردیم مراجعه شود.


[1]. طبقات الکبری، ج 3، صص 38ـ 35.

[2].مقتل الامام امیرالمؤمنین، ص 36، ش 13.

[3].همان، ص 29، ش 4، ص 35؛ ش 12.

[4].همان، ص 28، 33، ش 11.

[5].همان، ص 30، ش 5.

[6].همان، ص 30، ش 6.

[7].الامالی، الجزء الثالث، ش 18.

[8].کنزالعمال، ج 15، ص 170، (طبع دوم)؛ الامالی فی آثار الصحابه، صص 104ـ 103.

[9].الفضائل، ص 38، ش 63.

[10].ترجمه الامام علی بن ابی طالب - علیه السلام - ج 3، ص 361 (طبع دوم).

[11].الاستیعاب، (در حاشیه الاصابه) ج 3، ص 59.

[12].همان، صص 34ـ 33، ش 12؛ ابونعیم روایتی نقل کرده (و دیگران فراوان آورده اند) که رسول خدا(ص) خبر شهادت وی را به آن حضرت داده بود. معرفه الصحابه، ج 1، صص 296ـ 295.

[13].همان، ص 39، ش 20، و در پاورقی همانجا از: الامامه و السیاسه، ص 160، انساب الاشراف، ج 2، ص 499.

[14].مقتل الامام امیرالمؤمنین، صص 46ـ 45.

[15].مان، ص 79، ش 68.

[16].مان، ص 92، ش 85، ص 96، ش91.